البته در مشکل پست پایین
اینکه نمیتونم به کسی نه بگم حالا تو هر کاری
هم خیلی تاثیر گذاره (در حال عر زدن )
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
میگفت من فقط ی عوضیم ک بازی و خوب بلده
تازه دارم به حرفش ایمان میارم
+بعضیا خوب بلدن با ادما چطور بازی کنن
ک طرف نفهمه از کجا داره میخوره
حالا من
ی حرفی بهم بزنن
جند روز بعد میفهمم ته حرف طرف چی بود
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
بی نهایت دلم گرفته
حئصله خودمم ندارم
بعد شب مهمون داریم
+گفته بودم این روزا همش مهمونیم
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
برگشت گفت
نخند تو مغازه
فک میکنن داری بهشون نخ میدی
یه جوری جوابشو دادم ک
چند ثانیه مکث کرد
بعد گفت ن منظورم و بد برداشت کردی
گفتم حواست ب خودت باشه
من اون دختریم ک
توی جشن روز مهندس
جلو کلی دانشجو
ی پسره رو ک کار چرتی کرد زدم
حالا چرا فکر کردی
جلو بقیه کوتاه میام و نمیدونم
ولی سرویس کردن دهن
ادمای بی ظرفیت و خوب بلدم
+گاهی خودمم تعجب میکنم از این میزان خشم درونم
شما ب روم نیار بزرگوار
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
اینقدر
باور کردم که داره اتفاق بدی رخ میده
انقدر
حرفای دوسم داره تو ذهنم تکرار میشه
اینقدر
به حرفاشون فکر کردم
با اینکه تمومش کردم
بازم خوابش و دیدم
+حتی وقتی تموم میشه هم
انگاار تموم نشده
چ حس بدیه اخه لعنتی
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
نیاز دارم خرس بشم
کسی نگه چرا میخابی
اندازه یه خرس قطبی که منتظره شروع زمستونه تا بخوابه
خوابم میاد
بی خوابی و کم خوابی یام ی طرف
خاب دیدن هم ی طرف
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
یه دوستی دارم
خیلی سوال میپرسه
کلا از ادما زیاد نمیپرسم
یکی هم 3 تا سوال پشت هم ازم بپرسه
کلافم میکنه
مگر اینکه خودم بخام براش تعریف کنم
من چ میدونم زن پسرعمم کارمنده یا شاغل
یا از کجا اشنا شدن
یا مثلا به من چه مربوط که داداشه شوهره دخترخالم چند سالشه ؟؟؟
+واقعا چطوری این سوالا به ذهنتون خطور میکنه
اه
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
به حد مرگ از خودم کار میکشم
بعد چند روز یهو بی حال میشم می افتم
یکی باید بهم بفهمونه بدن به خواب هم احتیاج داره
به غذا هم
به استراحت هم
و ....
از دیروز تا الان 4 ساعت خابیدم دارم بیهوش میشم
منتظرم برنامه جوواب بده بفرستم برای استاد
+البته اینم اضافه کنم تا فهمیدم نت وصل شده
عین ندیده ها همش تو نت ولو شدم
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
اومدم ژله بستنی رولی درست کنم
عجلم داشتم بخاطر کارام
سریع برداشنم
همش شکست شبیه استفراغ شد
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
نمیتونم باور کنم
کسی باشه که کار خاصی برای انجام دادن
نداشته باشه
همیشه مشغله, هست
این ماییم ک انتخاب میکنیم
به کدومش برسیم و
تمومش کنیم
+مثلا من دوس دارم
هر کاری بکنم ب جز پایان نامه نوشتن
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
تازه مهمونی 5 شنبه تموم شدش
دیروز و کلا
لش و خسته بودم
امروزم ظهر و شب مهمونیم
ایا این کار خوبی است
یا خاله خاله بازیه
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
نه تنها هیچکی عاشقمون نیست
قسمت عن انگیز ببخشید غم انگیز
ماجرا اینکه دوستمونم ندارن
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری
به شدت حبیب توی لیسانسه ها رو دوست دارم
کسی چیزی بهش بگه میزنم
میپرم بهش
+یهو گفت میدونی چرا دوستش داری
چون این شخصیت خودت و افکارته
+جانه خودم منم اینقدر ازدواجیم, و کسی نمیگیرتم
ینی در این حد
نمیخاسم این و بشنوم ولی گفت
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری

فهمیدین شکست عشقی خوردم
یا بازم چس ناله کنم
دیگ بیشتر از این نمیتونم نامحسوس باشم ![]()
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری

می گفت
همکلاسیشو معلم اذیت میکنه
برمیگرده ب معلمه میگه :
خانم شما یه کاکتوس, بگیر بذار رو میزت
بهش بگو پریسا ![]()
+ روش نشده بگه خار دارم اینقدر اذیتم میکنی
+مام بودیم دیگ
اسکل اه
برچسب:
نویسنده: روژان قنبری