خرید بک لینک

البته در مشکل پست پایین

اینکه نمیتونم به کسی نه بگم حالا تو هر کاری

هم خیلی تاثیر گذاره (در حال عر زدن )

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:44

میگفت من فقط ی عوضیم ک بازی و خوب بلده

تازه دارم به حرفش ایمان میارم

+بعضیا خوب بلدن با ادما چطور بازی کنن

ک طرف نفهمه از کجا داره میخوره

حالا من

ی حرفی بهم بزنن

جند روز بعد میفهمم ته حرف طرف چی بود

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:44

بی نهایت دلم گرفته

حئصله خودمم ندارم

بعد شب مهمون داریم

+گفته بودم این روزا همش مهمونیم

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:44

برگشت گفت

نخند تو مغازه

فک میکنن داری بهشون نخ میدی

یه جوری جوابشو دادم ک

چند ثانیه مکث کرد

بعد گفت ن منظورم و بد برداشت کردی

گفتم حواست ب خودت باشه

من اون دختریم ک

توی جشن روز مهندس

جلو کلی دانشجو

ی پسره رو ک کار چرتی کرد زدم

حالا چرا فکر کردی

جلو بقیه کوتاه میام و نمیدونم

ولی سرویس کردن دهن

ادمای بی ظرفیت و خوب بلدم

+گاهی خودمم تعجب میکنم از این میزان خشم درونم

شما ب روم نیار بزرگوار

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:44

اینقدر

باور کردم که داره اتفاق بدی رخ میده

انقدر

حرفای دوسم داره تو ذهنم تکرار میشه

اینقدر

به حرفاشون فکر کردم

با اینکه تمومش کردم

بازم خوابش و دیدم

+حتی وقتی تموم میشه هم

انگاار تموم نشده

چ حس بدیه اخه لعنتی

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:44

نیاز دارم خرس بشم

کسی نگه چرا میخابی

اندازه یه خرس قطبی که منتظره شروع زمستونه تا بخوابه

خوابم میاد

بی خوابی و کم خوابی یام ی طرف

خاب دیدن هم ی طرف

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:44

یه دوستی دارم

خیلی سوال میپرسه

کلا از ادما زیاد نمیپرسم

یکی هم 3 تا سوال پشت هم ازم بپرسه

کلافم میکنه

مگر اینکه خودم بخام براش تعریف کنم

من چ میدونم زن پسرعمم کارمنده یا شاغل

یا از کجا اشنا شدن

یا مثلا به من چه مربوط که داداشه شوهره دخترخالم چند سالشه ؟؟؟

+واقعا چطوری این سوالا به ذهنتون خطور میکنه

اه

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:44

به حد مرگ از خودم کار میکشم

بعد چند روز یهو بی حال میشم می افتم

یکی باید بهم بفهمونه بدن به خواب هم احتیاج داره

به غذا هم

به استراحت هم

و ....

از دیروز تا الان 4 ساعت خابیدم دارم بیهوش میشم

منتظرم برنامه جوواب بده بفرستم برای استاد

+البته اینم اضافه کنم تا فهمیدم نت وصل شده

عین ندیده ها همش تو نت ولو شدم

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:32

اومدم ژله بستنی رولی درست کنم

عجلم داشتم بخاطر کارام

سریع برداشنم

همش شکست شبیه استفراغ شد

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:32

نمیتونم باور کنم

کسی باشه که کار خاصی برای انجام دادن

نداشته باشه

همیشه مشغله, هست

این ماییم ک انتخاب میکنیم

به کدومش برسیم و

تمومش کنیم

+مثلا من دوس دارم

هر کاری بکنم ب جز پایان نامه نوشتن

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:32

تازه مهمونی 5 شنبه تموم شدش

دیروز و کلا

لش و خسته بودم

امروزم ظهر و شب مهمونیم

ایا این کار خوبی است

یا خاله خاله بازیه

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:32

نه تنها هیچکی عاشقمون نیست

قسمت عن انگیز ببخشید غم انگیز

ماجرا اینکه دوستمونم ندارن

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:32

به شدت حبیب توی لیسانسه ها رو دوست دارم

کسی چیزی بهش بگه میزنم

میپرم بهش

+یهو گفت میدونی چرا دوستش داری

چون این شخصیت خودت و افکارته

+جانه خودم منم اینقدر ازدواجیم, و کسی نمیگیرتم

ینی در این حد

نمیخاسم این و بشنوم ولی گفت

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:32

فهمیدین شکست عشقی خوردم

یا بازم چس ناله کنم

دیگ بیشتر از این نمیتونم نامحسوس باشم

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:32

می گفت

همکلاسیشو معلم اذیت میکنه

برمیگرده ب معلمه میگه :

خانم شما یه کاکتوس, بگیر بذار رو میزت

بهش بگو پریسا

+ روش نشده بگه خار دارم اینقدر اذیتم میکنی

+مام بودیم دیگ

اسکل اه

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:32

صفحه بندی